راهپیمایی ۲۲ بهمن از نگاه دوربین خبرنگاران راقبون

عدم نظارت صحیح به فرزند در پاکدشت حادثه آفرین شد+ تصویر

مردم از فساد و تبعیض ناراحت هستند

کارگاه نقد نحله های انحرافی و جریان تکفیری در پاکدشت

فاسد زیر هرتابلویی باشد باید با او برخورد کرد

مردمی بودن انقلاب، مهمترین فرصت است

راه اندازی ورزشگاه ۵ هزار نفری پاکدشت تا خرداد ۹۷

فرماندار باید از همه مردم و احزاب حمایت کند

غضنفرها تور دروازه دولت تدبیر و امید را به توپ بسته اند نه منتقدان

فاصله پاکدشت تا شمال تهران کمتر از نیم ساعت / تبیین ارزش‌های جمهوری اسلامی از وظایف روابط عمومی‌ها

تأکید پیامبر اکرم بر وحدت بین مسلمین جهان

امامت یک اصل مهم در مذهب ما است

کد خبر: 9969 | تاریخ انتشار: ۱۶:۱۹:۵۸ - شنبه ۲۱ بهم ۱۳۹۶ | بدون نظر | |

مناسبات فکری و فرهنگی مردم ایران از سوی غرب به چالش کشیده  شده بود 

مردم ایران ، با شناخت خود و کنار گذاشتن قوانین و تفکرات وارد شده از غرب ، مبانی معرفتی خود را با استفاده از مفاهیم دین اسلام تعریف کردند و بهترین ایده و معنا را ، برای حیات آینده بشر به جهانیان معرفی کردند.

راقبون آن هنگام که جهان اسلام و ایرانیان درمواجهه با دنیای غرب ، متوجه ضعف تکنیکی و صنعتی خود شدند ، شاید تعداد انگشت شماری از نخبگان ایران ، تفوق صنعتی  غرب را معلول برتری فرهنگی آن ندانستند و معتقد نبودند که برای پیشرفت وتوسعه صنعتی ، باید فرهنگ و ارزشهای غرب را نیز به طور کامل پذیرفت .

به عبارت بهتر ، ایرانیان علاوه بر مشاهده ضعف فنی و صنعتی خود ، دریافتند که مناسبات فکری و فرهنگی آنان نیز از سوی غرب به چالش کشیده  شده است  بدین سان  پیشرفت دولت های غربی چنان مردم مشرق زمین را مجذوب کرد که در ارزیابی علل آن دچار نوعی دستپاچگی شدند و نسبت به مردم غرب احساس سرخوردگی و حقارت پیدا کردند و برای جبران آن ،  دنباله روی محض و بی چون و چرا و قربانی کردن همه چیز –  حتی اسلام را –  تنها راه رسیدن به چنین تمدن صنعتی پنداشتند .

تبعات چالش ایران و مدرنیته از حدود دویست سال قبل دارای پیامدها و آثاری  بوده است که می توان گفت پذیرش و قبولِ اصالت ،ارزشهایِ برتر ،انسانی، مغرب زمین یا همان جهان شمولی غرب  بعنوان یگانه نسخه شفابخش درد عقب ماندگی بشر از مهم ترین مصادیق آن محسوب می شود .

در این بین تئوری پردازان غربی نیز تنها راه برون رفت از عقب ماندگی شرق را پذیرش رویکردهای فکری و فرهنگی مغرب زمین می دانستند که این موضوع  موجبات خودباختگی آنان را به گونه ای فراهم کرد که شخصیت و استقلال فکری را از ملت های شرقی ستانید و ملت های شرقی فرهنگ ، توانمندی ها و خویشتن خویش را ، به هیچ انگاشتند و آن را به گرد فراموشی سپردند .

این طرز تفکر سبب شد ، کشورهای جهان اسلام ،  جهشی ناگهانی و لگام گسیخته به سوی فرهنگ و تمدن غرب پیدا کنند و به این ترتیب با تضعیف شدن خود آگاهی تاریخی ایرانی-اسلامی و مسلم انگاشتن انگاره غرب محوری ، تمنای تجدد و ترقی را در مسیر مدرنیته جستجو و در طریق پیاده کردن مظاهر تمدن غربی مستحیل کنند .

از سوی دیگر ایرانیان همواره خودکاوی ملی و دغدغه حفظ هویت تاریخی را بعنوان مسئله ای بسیار مهم مدنظر داشتند و نیک می دانستند ملتی که دچار احساس حقارت و خودباختگی شود هرگز به پا نمی خیزد و کوششی برای تجدید حیات منفعل خود نمی کند .

به این ترتیب بود که در دهه های پایانی هزاره دوم میلادی ، هویت طلبی و بازگشت تاریخی ایرانیان در همان مسیر رجعت به اصالت ایرانی-اسلامی ، انقلابی بزرگ را با طرح احیای اندیشه دینی ایجاد کرد که به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب « نقطه پایان تحقیر و خود کم بینی توده ایرانی » بود .

به این ترتیب ایرانیان در فرصتی کوتاه هویت گمشده خود را بازیافتند و به توانمندی نهفته در خود باور پیدا کردند و فصل نوینی از بازگشت به خویشتن را با محوریت اسلام  – بعنوان مترقی ترین ایدئولوژی –  به نمایش گذاشتند .

در شکل گیری انقلاب اسلامی ، مردم ایران ، با شناخت خود و کنار گذاشتن قوانین و تفکرات وارد شده از غرب ، مبانی معرفتی خود را با استفاده از مفاهیم دین اسلام تعریف کردند و بهترین ایده و معنا را ، برای حیات آینده بشر به جهانیان معرفی کردند .

چنین تفکری بود که زمینه ارائه برنامه های راهبردی ، برای کاستن احساس حقارت و عقب ماندگی و زدودن غبار از وابستگی های فرهنگی و علمی را  هموارتر کرد ؛ چرا که پر واضح بود استقلال در ساحت سیاست و حوزه اقتصاد ، مستلزم استقلال فکری و فرهنگی است و تنها راه کم کردن فاصله با غرب ، کاهش فاصله در ساحتهای علمی و فرهنگی است و لازمه استقلال خواهی نیز دستیابی به شرایط برتر با رویکرد   «اقتدار علمی»  است.

انقلاب اسلامی در این حرکت استقلال خواهی توانست نوعی اعتماد به نفس و خودباوری در مردم ایجاد کند که به وسیله  این حرکت ، مفهوم رایج و ذلیلانه «ما نمی توانیم» به واژه متداول و عزت بخش  «ما می توانیم» تبدیل شد و بر روح خمود ، عاجز و ناتوان ملت ایران نشاط ، قدرت و توانایی را نقش زد .

از سوی دیگر نیز توانست  ، باور نخبگان سیاسی و فکری را به این سمت سوق دهد که صلاحیت این را دارند برای مشکلات جامعه  خود چاره‌اندیشی کنند و کشور خود را ، با سرمایه اندیشه و توان فکری  خود ، اداره نمایند و در عرصه‌های گوناگون با توانمندی‌های ذاتی خود وارد میدان شوند و پیروزمندانه از آن بیرون آیند چرا که به تعبیر رهبر انقلاب  « برخورداری از اعتماد به نفس عمومی ، اندیشه تأمین نیازهای ملت را ، در اذهان نخبگان مطروح می سازد »  و این مسئله منحصر به ملت ایران نیست چرا که اگر « در یک مجموعه باور به وجود آمد ، این باور ،  پشتوانه حرکت ماندگار و پایدار خواهد بود . »

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
کانال تلگرام راقبون اشتراک گذاری در فیس بوک

ارسال نظر


آخرین اخبار